-ايجاد اعتماد
توماس مالون (2004) معتقدند که اعتماد يعني شريك كردن خود واقعي با ديگري، باعلم به اينكه مورد تمسخرواستهزا ومورد تجاوز وتعدي قرارنخواهيم گرفت، بلكه حمايت خواهیم شد. عناصرايجاداعتماد: ازخودگذشتگي بدون رنجيدن واهداي خودبه ديگري ودريافت ازديگري عاملي است كه ايجاداعتمادمي كند. عنصرديگري كه دررشداعتماد دخيل است، احساس منحصربودن وويژه بودن ارتباط است. همسراني كه گزارش مي دهند باهم صميمي هستند، به نظرمي رسدكه پيوندوتعهد ويژه اي نسبت به هم دارند. چيزي همانند تعهد يك انجمن سري كه مانع ورودديگران به كانون مي شود . منبع ديگراعتماد، افزايش درك وفهم همسران ازيكديگراست.
2-تعادل بين نيازبه وابستگي ونيازبه استقلال
بسياري ازدرمانگران معتقدندكه ماتعادل بين نيازبه نزديك بودن ونيازبه دوربودن را باچرخه اي منظم ازحركت به سوي نزديك شدن وسپس دورشدن ودوباره نزديك شدن برقرارمي كنيم. اين نزديك شدن ودورشدن، چرخه اي سه مرحله اي راشكل مي دهد. اين سه مرحله عبارتنداز:
الف ـ مرحله بسط
زماني كه به همبستگي وحمايت ازيكديگردست مي يازيم.
ب ـ مرحله قبض
زماني كه درخودهستيم وازهمسرخوددوري مي كنيم.
ج ـ مرحله عزم
زماني كه تلاش مي كنيم تا ازسرخوردگي ونااميدي قبلي خودنسبت به همسرمان عبوركنيم وبه يك حس عميق ودورنگر دست يابيم واحساسات نااميدانه ي خودرا آرام كنيم، تابتوانيم مجددا به آنهابپردازيم (میرصادقی،1384).

زماني كه دونفرباهم ازدواج مي كنند، دوستان همسر، ارتباطات باقي مانده ازقبل ومجموعه ي خواهران وبرادران همسر، ممكن است باعث ترس وحسادت شود. برای این منظوراول ازهمه بايدآگاه باشيم که «مي ترسيم»ودوم اين كه براي خطري كه ازآن «مي ترسيم»تدبيري بيانديشيم وكاري انجام دهيم. اگرخانمي ازارتباط همسرش باخانمي ديگرمي ترسد، اين لزوماً بدين معنانيست كه ترس خودرا ناديده بگيرد. بلكه لازم است اول ازهمه بداندكه مي ترسدودوم اينكه تدبيري بيانديشدودراين مرحله مشورت ومشاوره بسياراهميت دارد.درانديشيدن تدبير، بسياربجاست كه از نظرات افرادامين، متخصص وباتجربه استفاده كنيم(میرمحمدصادقی،1384).