به عقيده هارلوك به طور كلي پنج زمينه در رضايت و سازگاري زناشويي اهميتي اساسي دارند كه عبارتند از : 1) داشتن مسئوليت مشترك، 2) تمايلات و روابط جنسي، 3) برقراري روابط با اعضاي خانواده و افراد خارج از آن، 4) كمك رساني در امور منزل، و 5) تقسيم مسئوليت ها . احساس رضايت و خوشبختي فرد در زندگي زناشويي بستگي كامل به سازگاري فرد در هر يك يا لااقل چند مورد از موارد پنجگانه دارد. بديهي است احساس رضايت در زمينه روابط زناشويي در مورد موفقيت هاي آني افراد و سازگاري شغلي و اجتماعي آنها نيز تأثير بسزايي دارد. از طرفي برخي تحقيقات نشان ميدهند كه پس از ازدواج رضايت از زندگي مشترك و سازگاري با آن خيلي زود رو به كاهش مي گذارد. سرعت و شدت اين كاهش در مطالعات مختلف متفاوت است و برخي پژوهشگران در اين زمينه به نوعي افت مداوم اشاره مي كنند. به طور كلي وضعيت رضامندي زن و شوهر از زندگي نشان مي دهد كه در اولين سالهاي زندگي رضايت كاهش پيدا مي كند. در دوره ميانسالي به حالت تثبيت رسيده و در سالهاي پاياني افزايش مي يابد. امروزه مي توان تأثيرات منفي فشار آورهاي شغلي در رضايت مندي زناشويي را مشاهده كرد؛ زيرا در صورت افزايش فشار شغلي، مسئوليت پذيري فرد در محيط خانواده و تقسيم امور خانوادگي با اختلال روبرو گرديده و در نتيجه تعادل وظايف بهم مي خورد؛ در اين مواقع نارضايتي زناشويي افزايش مي يابد (كرباسيان، وكيليان، 1378).
منابع نارضايتي همسران در خصوص مسائل جنسي، پول، خانواده، كاهش آزادي عمل، افزايش مسئوليتها، دشواري تقسيم كارهاي خانه و مراقبت از فرزندان، تفاوت در سليقه هاي شخصي، اختلاف در ارجحيت ها، دشواري در هماهنگ كردن نيازها و عادات زندگي طرفين در مورد فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي موسيقي و فضاي لازم، اهميت كار و موارد مختلف ديگر است. البته گاهي هم مسائل جزئي ريشه نارضايتي ها و اختلافات را تشكيل مي دهد. به مرور زمان سطح تحمل طرفين تغيير قابل ملاحظه اي پيدا مي كند و حركات قشنگ و ظريف روزهاي اول آشنايي بيش از پيش غيرقابل تحمل مي شود. رضايت زناشويي انطباق بين وضعيتي كه وجود دارد با وضعيتي است كه مورد انتظار است يعني رضايت زناشويي زماني حاصل مي شود كه بين وضعيت فعلي و وضعيت آرماني يا مورد انتظار فاصله زيادي وجود نداشته باشد و نارضايتي در روابط زناشويي زماني پديد مي آيد كه اين فاصله زيادتر گردد (ستیر،1972، ترجمه بيرشك، 1390).